VOLCAN
رب النوع آتش
بوی شامپو رو موهای نم دار و موج دار شده ام...بوی تند ماهی دودی...بوی زعفرون دم داده شده رو بخاری قاطی بوی مدهوش کننده آش دوغ...سوز و سرمای تکراری غروبهای چهارشنبه سوری... جای خالی دایی جان با عیدی های نو...صدای گرم مامان و بابا که سر انتخاب شیرینی واسه عیدی خواهرم و شوهرش بحث داغی دارن..من و لپ تاپ و موزیک و یک دنیا آرامش دوست داشتنی. خدایا برای این همه سه شنبه های خوبی که بهم هدیه دادی ازت ممنونم به ویژه این آخریش! مرسی خدا
پ.ن: دلم میخواد این جشن های دوس داشتنی ایرانی هر سال پر رنگتر باشن. چهارشنبه سوری همه تون مبارک دوستان گلم. آدما ...همینایی که دوتا پا دارن و رو همین دوتا پاشون راه میرن منظورمه ، خیلی موجودات عجیبی هستن. ولی حیوونا...همونایی که چهارتا...نه پنج تا...نه شاید بعضیهاشون بیشتر یا کمتر پا داشته باشن و شاید اصلا رو این پاها راه هم نرن ( پایی که راه نره به چه دردی میخوره؟؟) با این وجود اصلا موجودات عجیبی نیستن. مثلا مگس...همین حشره بامزه و سمجی که خیلی ها دوسش ندارن ولی من دوسش دارم ( بچه که بودم مدت ها زل میزدم بهش و کلی خوشم میومد وقتی دستاشو به هم می مالید و میکشید رو سرش با خودم میگفتم چرا میگن مگس کثیفه؟؟این که همش داره دستاشو میشوره! و بعد بدون توجه به داد و فریادهای مامانم و خواهر بزرگرم که مگفتن دست بهش نزن، میگرفتمش تو دستام و وز وز و ورجه وورجه شو تو دستای کوچیکم حس میکردم و لذت میبردم) تا حالا هم یادم نمیاد یه مگس دیده باشم که ادای تمیزی و با شخصیتی در بیاره اخلاقش همینه و عوض نمیشه کلا . مگس ها همه شون همین طوری سمج و کثیفن و همه میشناسنشون. گربه ها رو هم میشناسم...همه شون حیوونای غیر قابل اعتمادی هستن. نمیشه رو محبت گربه حساب کرد. تازه فوق العاده لوس و بی مزه هم هستن و من اصلا دوسشون ندارم. مگس رو بیشتر دوس دارم. یا شتر...یا فنچ یا...هزارتا حیوون دیگه که همه مون میشناسیم و میدونیم که چه اخلاقایی دارن و از بدو خلقت همین بودن و هستن و احتمالا اگه دوپاها دستکاریشون نکنن خواهند بود. ولی این آدم...همینی که دوتا پا داره و رو همین دوتا پا چه کارها که نمیکنه...خیلی موجود عجیبیه!اخلاقای گرگ و گربه و کلاغ و طاووس و شتر و روباه و گوسفند و ... همه رو با هم داره تازه ظاهرش هم شبیه فیل یا آهو یا خرس پاندا و گنجشیک... کرده و عمرا اگه بفهمی چی به چیه!! از این دوپاها هم زیاد دیدم ولی عمرا اگه یکیشون رو حتی قد همون مگس مذکور شناخته باشم.حتی خودم رو... بعضی وقتا به شرافت همین چندپاها غبطه میخورم. سرده...هوا سوز داره... دلم یه لیوان چای دم کشیده خوش عطر میخواد با سه تا دونه خرمای کنجدی. همین از درد میمیری وقتی از خودت ضربه میخوری . پسره عین "بز" لم داده رو صندلی اتوبوس و پاهاشو تاب میده. بالا سرش پیر مرده با کمر دولا وایساده و نمیتونه تعادلشو حفظ کنه. دلم میخواست چنان بکوبم پس کله پسره که تا عمر داره یادش نره! خدایا چرا بعضی هارو از نعمت شعور کلا خلاص کردی؟؟؟ پ.ن: نگران پیرمرده نباشین. من که خودم سر پا بودم ولی یکی از دخترا بلند شد و جاشو تعارفش کرد.باز به معرفت خانما به خدا! تازه فهمیدم واقعا از درس خوندن و یاد گرفتن لذت میبرم، این گوشه آروم و گرم و به همراه خودکار و جزوه هام و یه موسیقی آروم سنتی ایرانی رو با هیچ جای دنیا عوض نمیکنم. پ.ن: دوست عزیزی که کامنت خصوصی میذاری سوال میپرسی، من چطوری جواب بدم؟نه ای میل میذاری نه آدرس وبلاگ!! ناچارا همینجا باید توضیح بدم. شما تشریف میبرین نظام مهندسی معدن و با ارائه مدارک عضو میشین بعد از یه مدت کارت عضویتتون میاد و شما وارد لیست میشین تا به نوبت برای بهره برداری از معادن به عنوان ناظر دعوت به همکاری بشین.این دعوت به همکاری از طرف صنعت و معدن انجام میگیره ولی خود نظام مهندسی اسامی رو واسشون میفرسته که البته و صد البته اگر شما خودتون مراجعه نکنین و داد و دعوا راه نندازین همونجا تو لیست تا ابد منتظر میمونین و بقیه اعضا ممکنه دوتا سه تا معدن رو نظارت بفرمایند.بنابراین پیگیری لازم داره! من فراریم دستهایم را رها کنید...پاره کرده ام پیرهن های کودکیم را دل تنگ عریانی ناب تولدم داشتم میومدم دانشگاه، تو اتوبوس وایساده بودم( طبق معمول که جا نیست بشینم) یهو یکی از پشت زده رو شونم میگه: ببخشید یه چیزی تو کلاه سویشرتتونه! دست انداختم دیدم یه جفت جورابه!!!خب دوستان عزیز توجه بفرمایید وقتی دارین اسباب کشی میکنین و هر خرده ریزی رو یه گوشه میچپونین بعدا یادتون نره بردارینش دیگه که اینجوری تو جمع سوژه بشین.( اگرچه من اصلا به روی خودم نیاوردم و خیلی شیک گفتم: بله ممنون.میدونم!) خدایا به صحرا کمک کن.


| Design By : Pichak |

